...14روز از 14 روز پیش گذشته...شاید 14 روز برای فراموش کردن کافی باشه. شاید صحبت از روزهای قبل از این 14 روز درست نباشه....
کاش هیچ وقت بزرگ شدنی در کار نبود... کاش هنوز هم می شد مثه همون بچگی ها رفتار کرد... شاید2 ماه و 14 روز پیش فکر می کردم که این بازی هم مثه بازی های دوران بچگیمه مثه اون خاله بازی ها که همش با همه قهر میکردم و دلم می خواست تنهایی بازی کنم دلم می خواست همه دوروبرم باشن باهام بازی کنن ولی وقتی نوبت به من می رسه هیچکی رو بازی ندم و تنهایی با عروسکام توی دنیای خودم بازی کنم ولی یه کم که می گذشت دلم واسه بقیه تنگ می شد اونم خیلی زیاد از بازی هام میومدم بیرون و دوباره می رفتم پیش بقیه و با اونا بودم ولی بازم بعد از چند دقیقه از اونا خسته می شدم و دلم می خواست بازم تنها باشم ولی می دونستم که اگه بازم دلم واسه بقیه تنگ شه می تونم برگردم پیششون و بازیمو با اونا ادامه بدم...و این اتفاق بارها تکرار می شد..
ش...ولی خوب آدما که بزرگ می شن بازیهاشون هم باهاشون رشد می کنه و بزرگتر می شه... شاید اونچند ماه و 14 روز پیش فکر می کردم بازم مثه بچگی هام می تونم از پیشش فرار کنم و برم تو تنهایی خودم باشم فکر می کردم که بازم هروقت از این تنهایی خسته شدم می تونم این بازی رو ورق بزنم و دوباره باهم بودن رو شروع کنم...فکر می کردم این بازی این تنهایی هم مثه یه خواب تلخ سریع تموم می شه و من وقتی از خواب بیدار می شم که آب از آب تکون نخورده...ولی اینبار اشتباه کردم یادم نبود که بزرگ شدم و دیگه از اون بازیهای بچگانه خبری نیست یادم نبود این دفعه بازی با همیشه فرق می کنه این دفعه بازی رو تموم کردم بدون اینکه گلها رو توی مسیر بکارم تا مسیر برگشت رو گم نکنم...وقتی بخودم اومدم که آب از آب تکون خورد اونم چه تکونی که مثه یه موج عصبانی محکم بهم کوبید و بهم یاد آوری کرد دیگه از زمان بازی های بچگانه خیلی گذشته...ولی ای کاش آدم می تونست گذشته و آینده رو تغییر بده همش می گن ادم باید از اتفاقات گذشته درس بگیره عبرت بگیره...ولی من چه عبرتی می تونم بگیرم؟؟شاید اینکه اگه یکیو خیلی دوست داری ممکنه لحظه ای برسه که فکر کنی می تونی فراموشش کنی یا اینکه دیگه برات مهم نیست و تصمیم می گیری بزور احساست خودتو تو خودت بکشی و به خودت نشون بدی که دوستش نداری ولی این تصمیم غیر ممکنه.. این فکر که می شه احساسات رو نا دیده گرفت اینکه می شه آدم به خودش دروغ بگه و اینکه بخواد بزور یکی رو فراموش کنه یه فکرپوچه اونم بطور کامل چون لحظه ای می رسه که باورت می شه که داری بخودت دروغ می گی و احساست هنوز پابرجاست اونم محکم تر از قبل تازه می فهمی در حق خودت چه خیانتی کردی... و حالت از خودت بهم می خوره ..حالا شاید تا این حد هم رمانتیک نباشه ولی واقعا اون لحظه ای که آدم می فهمه همه ی تلاشش برای فراموش کردن بی نتیجه است واقعا آدم دلش می خواد بکوبه تو سر خودشو بگه: آخه بدبخت به چی فکر می کردی اینکه آره یه روز یکی رو دوست داری و یه روز هم خیلی راحت مثه یه پفک دلتو می زنه و می تونی بندازیش دور؟؟ ای خاک بر سرت که بخودت هم دروغ می گی...اره خوب حالا شاید بقیه چیزیای دیگه بگن ولی من اینارو گفتم...لپ کلام اینکه آدم هیچ وقت نمی تونه پا رو احساسش بذاره این یه خیاله باطله...
امیدوارم اونم از این خاطره های تلخ یه درسی بگیره اینکه هیچ وقت دنبال آدم مغروروبیخود و بچه ای مثه من نره یا اینکه زیادی به کسی رو نده... ولی یه چیزی رو واقعا از ته قلبم از خدا می خوام اونم اینکه حرفای بدی که اون شب بهش زدم فراموش کنه...آخه خدا جونم خودت بگو ما اونقد باهم خاطره داشتیم که دلم می خواد اگه اگه اگه یه موقعی معجزه ای شد و یاد من افتاد حداقل از بین اون همه خاطره فقط حرفای اون شبم یادش نیاد من اون شب عصبی بودم یه چیزی گفتم بعدشم که به اندازه کافی عذر خواهی کردم خدایا ازت می خوام اگه یه چیز کوچیک از من یادشه اون فقط حرفای اون شبم نباشه من دختر بی ادبی نیستم ولی اون شب از خودم ناراحت بودم چیزایی که باید به خودم می گفتم اشتباهی صفتهای خودمو به اون نسبت دادم...خدایا خواهش می کنم اون شب لعنتی رو از یاد منم ببر... ولی شاید هم اصلا فراموشم کرده باشه آخه قرار بود اون آهنگشو بهم بده ما الان با هم نیستم ولی یه موقعی که دوست هم بودم پس چرا آهنگو بهم نداد؟؟؟
فکر کنم باز پرحرفی کردم می گن دعای بچه ها زود مستجاب می شه منم فکر کنم با این کارایی که می کنم اینقد بچه هستم که خدا دعامو قبول کنه دعایی که واقعا از ته قلبم می کنم خدا جونم ازت می خوام همیشه موفق باشه هیچ وقت غمگین نشه درساشو خوب بخونه توی زندگیش آدم بزرگی بشه هیچ وقت محتاج کسی نشه دیگه کسی پیدا نش که قلبشو بشکونهخدای من خودت مواظبش باش...
آمین...
آدم پشیمان 2بار اشتبه می کنه یه بار که به بدبختی تن می دهد بار دوم زمانی که در پشیمانی عمل خویش می ماند.....(لوییس مترلینگ)
اینو گفتم که کسی فکر نکنه من از کار خودم پشیمونم...
راستی می خواستم بگم من آهنگو می خوام...


